الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
132
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
1 - حسن بن على بن شعبه به سند خود از ابو الحسن سوم عليه السّلام نقل كرده است كه آن حضرت در حديثى فرمود : اما مردى كه خود اعتراف به لواط كرده است ، و دليل و بيّنهاى بر ضرر او اقامه نشده است ، بلكه خود اقرار به زيان خود كرده است ، و هرگاه امامى كه از جانب خداست اين حق را دارد كه او را مجازات كند او مىتواند از جانب خدا بر او منّت گذارد ، مگر اين آيهء مباركه را نشنيدهاى كه مىفرمايد : « اين است عطاى ما ، اينك بىحساب به هر كه خواهى منت گذار و ببخش و يا نبخش و منع كن [ 1 ] . » اين روايت بروشنى دلالت دارد بر اين كه امام شرعى منصوب از طرف خداى تعالى اين حق را دارد كسى را كه به زبان خود اعتراف بر ارتكاب جرم لواط كرده است ببخشد ، و يا اين كه او را به خاطر آن مجازات كند ، و عفو و بخشش مخصوص اين صورت است كه او خود اعتراف كرده است ، اما دربارهء كسى كه بيّنه اقامه شده است ، امام حق بخشش او را ندارد . 2 - جعفر بن رزق اللّه روايت كرده است : مرد نصرانيى را كه با زن مسلمانى زنا كرده بود ، نزد متوكل بردند ، متوكل خواست تا بر او حد شرعى جارى كند ، آن مرد اسلام آورد ، يحيى بن اكثم گفت : ايمان وى شرك و عمل بد او را از بين برد و يكى از آنها گفت : سه حد بايد به او بزنند ! بعضى گفتند : چنين و چنان كنند متوكل دستور داد تا از امام ابو الحسن عليه السّلام استفتا كنند ، استفتا كردند امام عليه السّلام ، در پاسخ فرمود : « او را بزنند تا بميرد . » يحيى و ساير فقها بر اين فتوا اعتراض كردند . و از متوكل خواستند تا به امام ، نامهاى بنويسد و از آن حضرت بخواهد تا مدرك فتواى خود را بيان
--> [ 1 ] سورهء ص / 38 . اين بخش روايت كه از قول ابن شعبه آمده است پاسخ امام عليه السّلام به سؤالات يحيى بن اكثم است كه در تحف العقول مفصل آمده است - م .